تبليغاتX
عرشیا
 مبارک بادت این سال و همه سال

در فرهنگ پویای ایرانی اسلامی ما ارتباطات اجتماعی و تعامل بین فردی و خانوادگی، صله ارحام و دید بازید خویشاوندان آشنایان ، دوستان و ملاقات محرومان و بیماران از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است .

در معارف اسلامی حفظ ارتباط با برادران و خواهران اهل ایمان و بستگان و اقوام آنچنان مورد توجه و تاکید قرار دارد که گویا یکی از مهمترین وظایف و رسالت های فرد مسلمان است و بدون آن انسان نمی تواند حیاتی معقول و تحولی مطلوب داشته باشد و به فلاح و رستگاری نائل گردد .

در فرهنگ اسلامی، بر قراری و حفظ ارتباط محبت آمیز میان قشر های مختلف مسلمانان و خانواده ها از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار است و در قرآن کریم بر این مهم تاکید شده و از اهل ایمان خواسته شده است که بین برادران و خواهران دینی ارتباط بر قرار کنند و در جمع ایشان صلح و صفا و دوستی و مودت را حاکم نمایند . ( سوره حجرات ، آیه 11 )

از جمله رسالت های مسلمانان، توجه به امور و رسیدگی به نیاز های یکدیگر است شندیاید که آسایش بزرگان چیست؟ برای خاطر بیچارگان نیاسودن مسلما در این توجه و رسیدگی، اقوام نزدیگان و همسایگان و آشنایان از اولویت خاصی برخوردارند، که طبعا بدون ارتباط متقابل، آدمی موفق به ایفای چنین رسالت سترگی نخواهد شد. رسول خدا صلی الله و علیه و آله در این باره می فرماید : من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم هر کس سحر کند و در اندیشه رسیدگی به امور مسلمانان نباشد، مسلمان نیست. علی علیه السلام نیز در آخرین وصیت و پیامشان بر ارتباط میان مسلمانان و اصلاح و دوستی بین ایشان تاکید فرموده و آن را افضل بر سالها نماز و روزه دانسته اند . ( نهج البلاغه ، نامه 45 )

نفس ارتباط ، دید و بازدید و جویای حال همدیگر شدن بسیار ارزشمند و خوشایند و زمینه ساز بهداشت روانی، سکینه خاطر و احساس تعلق و حمایت روانی اجتماعی است . به سخن دیگر عیادت ها و دید بازدید های بی شائبه، صمیمانه و در فضایی آکنده از صفا و یکرنگی مهر و مودت و به دور از هر گونه ریا و منت و نیت سوداگرانه، مناسب ترین شرایط برای تامین سلامت فکر، آرامش روان آسودگی خیال، تقویت احساس ارزشمندی، افزایش مهارت های ارتباطی ، تحکیم منزلت اجتماعی، برخورداری از پشت گرمی و حمایت های فکری، عاطفی و معنوی گروهی است و چنین شرایط مطلوب و نشاط انگیز روانی اجتماعی به مثابه اساسی ترین منبع انرژی حیاتی مهمترین عامل جسم و برکت عمر آدمی خواهد بود . شاید با عنایت به همین نکته مهم بوده است که پیامبر صله الله علیه واله فرموده اند : و اذا اردت ان یطیل الله عمرک فصل ذوی ارحامک اگر خواستی خدا عمرت را طولانی کند، صله ارحام خویش کن . و نیز می فرماید : ثلاثه من مکارم الاخلاق : تعطی من حرمک و تعفوا عمن ظلمک و تصل من قطعک » سه چیز نشانه مکارم اخلاق است : نسبت به انکه تو را محروم ساخته عطا کنی و از کسی که به تو ظلم کرده درگذری و با کسی که قطع ارتباط نموده را بطه بر قرار نمائید .

صله رحم و دیدار خویشاوندان، از پسندیده ترین رفتار های اخلاقی و اجتماعی است و متضمن آثار مثبت دنیوی و اخروی می باشد .

امیر المومنین علی علیه السلام در همین ارتباط فرموده اند : یا نوف صل رحمک یزید الله فی عمرک» - ( ای نوف صلح رحم خود کن، خداوند عمرت را زیاد گرداند .)

امام باقر علیه السلام نیز فرموده اند : « صله الارحام تزکی الاعمال و تمی الاموال و تدفع البلوی و تیّسر الحساب و تنسی فی الاجل» – صله رحم اعمال را پاکیزه و اموال را زیاد گرداند، بلا را دفع کند ، حساب را آسان گرداند و مرگ را به تاخیر اندازد ( چهل حدیث، آیت الله رسولی محلاتی )

همچنین از حضرت رسول اکرم صله الله علیه واله نقل است که : صله الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار و ان کان اهلها غیر اخیار» – صله رحم خانه ها را آباد گرداند و بر عمرها بیفزاید، گرچه انجام دهندگان آن مردم خوبی نباشند ) .

خلاصه آنکه درباره صله ارحام، ملاقات خویشان و دید و بازدید یاران و دوستان مومنان و مومنات به لحاظ اهمیت و آثار عمیق روانی و اجتماعی و قدرت کدورت زدایی، محبت افزایی و وحدت بخشی آن توصیه ها و تاکیدات فراوان شده است .

در تاریخ و فرهنگ ایرانی اسلامی ما عید نوروز وروزهای آغازین بهاری به دلیل ویژگی های خاص آن همیشه تداعی گر دید و بازدید های صمیمانه، زدودن غبار رنجش ها و تحکیم روابط دوستانه و برقراری صلح و آشتی و همدلی و همراهی بوده است .

برای اینکه ایامی همیشه نوروزی و نوروزی پر برکت داشته باشیم زمان و موقعیتی بستری مناسب برای رشد و تحول شحصیت و تعالی وجود خود و دیگران است و اگر دید و بازدید ها بدون تکلف های دست و پاگیر باشد در تقویت مهارت های اجتماعی و ایجاد مهرورزی نقش به سزایی می تواند داشته باشد.

امام صادق علیه السلام می فرماید : « تزاوروا فان فی زیارتکم احیاء قلوبکم و ذکر لاحادیثنا و احادیثنا تعطف بعضکم علی بعض فان اخذتکم بهاء رشدتم و نجوتم و ان ترکتمو ها ظللتم و هلکتم فخذوبها و انا بنجاتکم زعیم » همدیگر را زیارت کنید زیرا این دیدار و زیارت موجب بیداری و زنده دلی شما و یاد آوری سخنان ما می شود و سخنان ما شما را به یکدیگر مانوس و مهربان کند اگر به سخنان ما عمل کنید و آنها را به کار گیرید رشد تعالی و نجات می یابید و اگر آنها را رها کنید، گمراه خواهید شد. پس، احادیث و فرامین ما را به کار ببندید ( در چنین صورتی است که ) من مطمئن و امید وار به نجات شما خواهم بود . ( بحار الانوار ، جلد 74 ،ص 258 )

پس صله یاران ره لازم شمار

هر که باشد گر پیاده یا سوار

گر عدو باشد ورا احسان نکوست

که ز احسان بس عدوگردید دوست

مثنوی معنوی

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 14:24  
 ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

نوروز در همه تقويم ها،  دوره هاو در ميان همه فرهنگ ها، با اسامي گوناگون مطرح بوده و هست . گردش زمين به دور خورشيد و پديد آمدن روز و شب و فصول سال و نيز حركت ماه بر گرد زمين وبه تعبیرقرآن« مداوله ایام»،انسان را به محاسبه وا داشته و به طور طبيعي تقويم را پديد آورده است. آغاز هر سال، شروع جديدي است كه خود به نوعي انسان را با احساسي تازه و تولدي نو به حركت در مي آورد. اين آغاز همراه با شادي و سرور بوده و در هر فرهنگي آيين هاي ويژه اي براي نشان دادن خوش حالي و شادي تعبيه شده است.

نوروز نخستين روز فروردين ماه شمسي به حساب مي آيد . محاسبه سال شمسي تا بيش ازپيدايش تاريخ جلالي در سال 467 يا 471، بدين ترتيب بود كه سال را دوازده ماه سي روزه تقسيم مي كردند كه جمعاً 360 روز مي شد، پنج روز باقي مانده را درپايان آبان ماه يا اسفند ماه بر آن مي افزودند كه جمعاً 365 روز مي شد. با اين حال پنج ساعت و 48 دقيقه و 51/45 ثانيه باقي مي ماند. اين زمان، در هر چهار سال يك روز مي شد و از آنجا كه در محاسبه نمي آمد، روز اول فروردين در فصول سال تغيير مي كرد. بنابراين ماه هاي شمسي نيز در آن زمان، مانند ماه هاي قمري در فصول سال متغير بود. در واقع نوروز در ابتداي فروردين واقعي، يعني نقطه آغاز اعتدال ربيعي قرار نداشت.

زماني كه يزدگرد سوم، آخرين شاه ساساني، در سال 632 ميلادي به تخت نشست، روز نخست سال، يعني اول فروردين در آن تاريخ، مطابق بود با شانزدهم حزيران(ژوئن) ( مطابق با 27 خرداد). پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز يا اول فروردين ، هر چهار سال، يك روز به عقب مي آمد.

درسال 467، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت يا اسفند بود. در این سال، ملكشاه سلجوقي، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقيقي از سال شمسي انجام داده و روز اول فروردين را معين كنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازني، منجم مرو، عوض آن كه بر اساس محاسبه قبلي، روز واقعي دوازدهم اسفند اول فروردين دانسته شود، اول فروردين را هيجده روز جلوتر بوده و در ابتداي اعتدال ربيعي، يعني فروردين واقعي قرار داد. در محاسبه جديد، هر سال را در چهار نوبت، 365 روز محاسبه كرده( دوازدهم سي روز به ضميمه پنج روز كه در آخر ماه آبان يا اسفند افزوده مي شد) و سال پنجم را 366 روز محاسبه گردند. البته پس از هر هشت دوره چهار ساله، سال پنجم را 366 قرار مي دادند. در اين محاسبه آن پنج ساعت واندي نيز در محاسبه مي آمد. بدين ترتيب، روز نوروز، به عنوان نخستين روز فروردين ماه، از آن سال ثابت ماند.نتیجتاً،نخستین سالی که روز اول فروردین آن دقیقاً مطابق آغاز اعتدال ربیعی بود ، سال 467(یا 471 بوده است.)

واضح است که سال قمری ، به عنوان سال شماری پذیرفته شده در آیین های دینی در دین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتاب های تاریخی مرسوم بوده است . در کنار آ ن سال شمسی ، به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در امر کشاورزی وخراج و جزآن، اهمیت  خود را حفظ کرده و در تقویم ها محاسبه و یاد می شده است . تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگ های مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حل های مختلفی برای آن عرضه شده است .

در سال 1304 شمسی (1343ق/1925م)در ایران ، تقویم شمسی ، به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد . محاسبه پیشین که دقیق بود مراعات شدوتنها عوض افزودن پنج روز به سال ، شش ماه نخست را سی و یک روز ، و پنج ماه دوم را سی روز و اسفند را بیست و نه روز قرار دارند که هر چهل سال ، سی روز محاسبه می شد . سالی که اسفند آن سی روز بود ، آن را سال کبیسه نامیدند. نوروز تا سال467(ورسماً 471) در سال متغیر بوده وپس از آن در آغاز اعتدال ربیعی قرار گرفته و از آن پس تغییری نیافته است.

    پس از آمدن اسلام به ایران و پذیرش دین مبین اسلام توسط ایرانیان سنت نوروز، پا برجا ماند به اين دليل كه مردم ايران تادو سه قرن بر آيين كهن خود بودند. حتي اگر اسلام را پذيرفتند، نتوانستند به آساني آن آداب را ترك كنند!! دانسته است كه در اسلام دو عيد را با عنوان عيد فطر واضحي با آيين هاي ويژه مطرح كرد، هر چند آن ها آغاز سال نبود اما بله هر روزي عيد طبيعي مسلمانان به شمار مي آمد. در برابر، نه از سوي اهل سنت و نه امامان شيعه، موضع گيري صريحي نسبت به نوروز مطرح نشد.

بحث از نوروز، در فرهنگ شيعه، ازقرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آن جا كه به منابع بر جاي مانده مربوط می شود ، نخستين بار در مختصر مصباح شيخ طوسي از آن ياد شد . پس از آن در منابع ديگر هم وارد گرديد. سپس در دوره صفوي ، آثار فراواني در زمینه عيد نوروز نوشته شد. شيخ آقا بزرگ تهرانی در« الذریعه الی تصانیف الشیعه» ذيل مدخل نوروزیه ، از بيش از پانزده رساله كه در دوره صفوي تاليف شده ياد كرده است

نقل شده است:در نوروز به امیرالمومنین (ع) گفته شد: «الیوم النیروز»

حضرت فرمودند : «اصنعو کل یوم نیروزاً.»  «هر روز را نوروز کنید »

حکیم سنائی نیز در بیتی منطبق بااین حدیث می گوید :

عارفان هر دمی دوعید کنند                          عنکبوتان مگس قدید کنند

    در تهذیب شیخ طوسی ، به  هدیه در روز نوروزو مهرجان(مهرگان) اشاره شده است . جدای از آن شیخ طوسی در مصباح المتهجد ،برای نخستین بار  از  نوروز ، به عنوان روزی متبرک که روزه استحبابی و نماز دارد ، سخن گفته است .

نوروز  نمادی از صیرورت و تحول درونی  انسان می تواند باشد که علی الدوام در حال «شدن» نه «بودن» است و تاریخ هجری ، یاد آور هجرت تعالی بخش انسان از رذایل پلیدی ها فضیلت ها آنگونه که قرآن می فرماید :«والرجزفاهجر».(مدثر،5)

از مقامات تبتل تا فنا                           پله پله تا ملاقات خدا

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 19:35  
 

 حاضر غایب از نظر(انتظار از نگاه علامه طباطبایی)

نيست ما را به جز از وصل تو در سر هوسی          اين تجارت ز متاع دو جهان ما را بس

روزهاي فرجامين سال جاري با روز آغاز ولايت و امامت ذخيره هستي و موعود موجود اديان مقارن شده است . نوروز و بهار نمادي از حيات و شكوفايي ديگر بار زمين است . زمينه هاي وجودي انسانها نيز چونان زمين حيات و ممات ، شكوفايي و پژمردگي دارند كه غير از حيات طبيعت است و براي انسان آنچه مهمّ و سرنوشت ساز است زمينه سازي براي شكوفايي خود مي باشد . در بينش وحياني و مشخصاً تفكر شيعي از عوامل شكوفايي روحي و انفسي انسان ارتباط با ولايت و قرار گرفتن در جاذبه ولائي انسان كامل مي باشد . كه در عصر غيبت نيز اين امر سريان و جريان دارد . در زيارت امام عصر (عج ) از آن حضرت با عنوان «ربيع الايام» و بهار واقعي روزگاران ياد مي شود كه طراوت و شكوفايي دروني انسان منوط به ارتباط و اتصال با آن وجود گرامي و با بركت مي باشد .

بي همگان بسر شود بي تو به سر نمي شود        داغ تـو دارد اين دلم جـاي اگـر نمي شود

خمر من و خمـار من بـاغ من و بهـار من       خواب من و قرار من بي تو به سر نمي شود

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 13:50  
 

تجلی نماز در منظر مولانا

اشاره:

مولانا را در كنار طريقت عنايت و اهتمامي تام به شريعت و اداي فرايض از جمله نماز بوده است . نماز یا صلاه در اصطلاح ، عبادت مخصوص مسلمانان است که به طور واجب ومستحبی ادا مي شود ؛ ودر عرفان،توجه باطن است به " الله " وملازمت در حضورواقبال به سوی حق واعراض از ما سوی الله ودوام مکاشفت با حق ومقام راز ونیاز .نماز،ستون مسلمانی وپیشرو عبادتهاست كه قبولي ساير اعمال منوط به قبول شدن نماز است .

برای نماز، ظاهری وباطنی قایل شده اند ؛ وچنانکه ظاهر را آدابی است، باطن هم شرایطی دارد که عدم رعایت هر یک ،موجب نقصان وحتی بطلان نماز می گردد ودر صورت مراعات آداب باطنيه از جمله توجه به عزّ ربوبیت وذل عبودیت برای هجرت از بیت نفس وتنزل دنیا به مقام قرب، محافظت عبادات خویش از تصرفات شیطانی وهواجس نفسانی ،نشاط وبهجت قلب وفرح وانبساط خاطر،طهارت جسم وجان وظاهر وباطن از ارجاس نفس، عبادت را ،نمازی می کند.

روح آدمی به مصداق «فاذا سویته ونفخت فیه من روحی» (حجر ، 29) از اعلی علیین به اسفل السافلین در دیار غربت در قفس جسم اسیر شده است وبی قرار در جستجوی مرکب«نفخه» است تا به اصل خود، باز گردد و نماز، تسلی بخش وذکر و عبادت سبب سکینه این جان ناآرام است.

من مرغ لاهوتي بودم ديدي كه نا سوتي شدم    

                                  دامش نديدم ناگهان در وي گرفتار آمدم

بالا بودم بالا روم آنجا بودم آنجا روم

                                        بازم رهان بازم رهان اينجا به زنهار آمدم

 

ديوان شمس


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 11:10  
 

قرآن و پیامبر اکرم (ص)

در آستانه سالروز رحلت رسول گرامي اسلام و برگزيده خداوند براي ابلاغ و تعليم پيام او واقع هستيم از نگاه مولانا، پيامبر اكرم(ص) دو وظيفه مهم و اساسي بر عهده داشت. روشني دادن و گرمي بخشيدن  :  « يا ايها النبي انا ارسلناك شاهداً و مبشراً و نذيراً . و داعيا الي الله باذنِه و سراجاً منيراً » ( اي پيامبر ! ما تو را گواه و مژده رسان و هشدار دهنده فرستاده ايم . و نيز دعوتگر به سوي خداوند به اذن او ، و همچون چراغي تابان ) ، ( احزاب ، 45-46 ) .که آن وظایف هم اکنون وهمواره ادامه خواهد داشت و كسي مي تواند روشني بخشد كه خود نوراني باشد « معطي شي نمي تواند فاقد آن باشد». نوري كه هر كس متناسب با قابليت خود از آن بهره مي برد .

در كتاب مثنوي، حمزه عموي پيامبر(ص) مصداق و نمونه اي از كساني است كه بارقه اين نور بر آنها تافتن گرفته و او به يمن ره يافتن به درياي نور از قيد تعينات رهايي جسته است
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 14:41  
 وحدت در قرآن

قرآن به مساله اتحاد از دیدگاه اجتماعی آن نگریسته و بر اهمیت اتحاد میان جهانیان ، ادیان ، مسلمانان و نهاد خانواده تاکید کرده است و پیوند میان دل های مؤمنان را نوعی تصرف الهی می شمارد و برای ایجاد و حفظ چنین یگانگی ارسال پیامبران به همراه شرایع را ضروری می داند و برای برقراری یگانگی و نیز حفظ آن راهکار های گوناگونی را پیش بینی کرده است.که بخشی از آن به پیش گیری از تفرقه و بخشی دیگر از آن به درمان تفرقه ناظر است توجه به مشترکات و همچنین تاکید بر اینکه همه انسان ها از یک گوهر وجودی آفریده شده اند یا از یک پدر و مادر زاده شده اند (حجرات،13)و اینکه کرامت انسانی به رنگ و نژاد تعلق ندارد (اسراء، 70 ) و دعوت از پیروان ادیان آسمانی و اهل کتاب به نقاط مشترک عقیدتی (آل عمران /64) از مهمترین مولفه های دعوت به اتحاد می باشد که ذیلا به آن پرداخته می شود .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 13:26  
 آبروی ما ز نام مصطفاست
سید اوصیا و خاتم اولیا علی(ع) وقتی پیکر پاک رسول گرامی اسلام را در قبر نهاد،دست زیر سرمبارک پیامبراکرم (ص) گرفته رو به سوی آسمان عرض کرد :"الهم ان هذا اول العدد الذی روحه نسخه الاحدیه فی اللاهوت و جسده صوره معانی الملک والملکوت طاوس الکبریا و حمام الجبروت و قلبه خزائن  الحی الذی لا یموت"، پروردگارا !این شخصیت با عظمتی که اینک در قبر نهاده شد،نخستینِ عدد است کسی که روح او نسخه عالم احدیت در مظاهرعالم اسما و صفات (لاهوت) است و جسد او نماد معانی عالم ملک وملکوت (صور عقلانی و صور عالم خیال)می باشد .طاوس مقام کبریائی خداوند و کبوتر عالم جبروت(عالم تجرد عقلانی)است و قلب مبارکش خزانه علوم الهی خداوند زندۀ همیشه جاوید و پایدارست ،(اقتباس از کتاب هزار و یک نکته،علامه حسن زاده آملی)

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 21:58  
 

رسول بحر خو و پیام آور صلح و دوستي

آنچه از صفحات تاريخ درباره ي اوضاع مردم يثرب ، قبل از ظهور اسلام بر مي آيد آن است كه نزاع و عداوت و كينه نسبت به يكديگر ، در بين قبايل مختلف از جمله دو قبيله ي مطرح اوس و خزرج ريشه عميقي داشت و اين دشمني  ها سراسر  زندگيشان را فراگرفته بود .

با هجرت پيامبر به اين شهر ،و دميدن روح ايمان در كالبد مردم يثرب ، هرچه كينه و دشمني بود ،«از حضور نور بخش مصطفي»،به آشتي و صميميت مبدل گرديد ، تا جايي كه رفتارشان  با يكديگر ، همچون رفتار بهشتيان نسبت به هم گرديد ، چرا قرآن كريم آنجايي كه فرموده است «و نزعنا ما في صدور من غل اخواناً علي سرر متقابلين »[1]

و خالي بودن دلها از كينه و رفتار بردارانه با يكديگر را از او صاف بهشتيان بر شمرده است . مولانا همين مطلب را با عنوان «برخاستن مخالفت و عداوت از ميان انصار ببركت رسول صلي الله عليه و سلم » ، بيان نموده و آنگاه اين چنين گفته است :

  دو قبيله كاوس و خزرج نام داشت                      يك زديگر ،جان خون آشام داشت

 كينه هاي كهنه شان از مصطفي                             محو شد در نور اسلام و صفا

اولا  اخوان شدند آن دشمنان                                همچو اعداد عنب در بوستان

 وزدم المؤمنون اخوه بپند                                       در شكستند و تن واحد شدند [2]

منهج مولانا در تفسير آيات قرآني ،  در مثنوي ، منهج عرفاني است كه از آن به تفسير اشاري ،رمزي و باطني نيز تعبير شده است ، در اين شيوه وي به توسعه معني كلمات پرداخته و به تعبير ديگر ،كلمات قرآن را  در معناي وسيع تري ، تفسير مي نمايد ،و در اصطلاح به تأويل آيات قرآن مي پردازد. البته به گونه اي كه با ظاهر آيه تعارض و تقابل نداشته باشد .             
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 13:54  
 

به ياد استاد دكتر شهيدي

دکتر سیدجعفر شهیدی از نادر مردانی بود که علم و ایمان ، فضل و فضیلت ، عقل و عاطفه را به کمال دارا بود و پیشتر و بیشتر از آنکه دانشمند ، ادیب و مورخ صاحب نظر و بزرگی باشد انسان بزرگواری بود . وي به لحاظ اخلاقی به تمام مکارم اخلاقی در حدّ اعلی آراسته بود ایمان ، توکّل ، وارستگی، عزت نفس ، مناعت طبع ، خوشخویی ، زهدورزی ، بی اعتنایی به زخارف دنیوی و اعتباریات از او شخصیتی ممتاز و به غایت دلنشین ساخته بود که اگر نگوئیم بی نظیر قطعاً کم نظیر بود .

وی به سال 1297 شمسي در شهرستان بروجرد متولد شد ، تحصيلات ابتدايي را در مكتب خانه هاي بروجرد به انجام رساند و جهت فرا گرفتن دروس نحو ، منطق و مقدمات فقه و اصول فقه به درك محضر علماي بروجرد پرداخت . سپس در سال 1320 عازم نجف اشرف شد و دروس حوزوي را در محضر اساتيد برجسته اي مانند آية اله خويي و حاج شيخ صدرا بادكوبه اي فرا گرفت . از هم دوره اي هاي او دكتر ابوالقاسم گرجي فقيه و استاد ممتاز دانشگاه مي باشد كه با وي همدرس بود . دكتر شهيدي پس از كسب اجتهاد به ايران بازگشت و در قم نيز از آية اله بروجردي اجتهاد گرفت .

دکتر شهیدی از سال 1328 همکاری خود را با مرحوم دهخدا در لغت نامه آغاز کرد . در سامان دادن به کار لغت نامه دهخدا که به تعبیر استاد شفیعی كدكني  فقط شاهنامة فردوسي با آن كتاب قابل مقايسه است نقشي محوري و بي بديل داشت ، وي در ايام طولاني بيماري دكتر معين كارهاي وي را با سماحت و بزرگواري تمام بي آنكه نامي از خودش باشد به نام دكتر معين انجام مي داد و بعد از درگذشت دكتر معين ، سالها سازمان لغت نامه را بدون كادر اداري و معاون و دستيار در كنار مؤلفان يا مصححان و هيأت مقابله اداره مي نمود در حالي كه نه حق رياست مي گرفت و نه حق التأليف و نيز در تدوين و به فرجام رسانيدن فرهنگ معين بيشترين نقش را داشت و غير از جلد اول فرهنگ معين كه با مباشرت و اشراف شادروان دكتر معين به چاپ رسيد چاپ و انتشار پنج جلد ديگر فرهنگ با همت دكتر شهيدي به فرجام رسيد بي آنكه نامي از وي در ميان باشد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 13:39  
 آزادی و انتخاب از نگاه مولانا

 

از جهان دو بانگ مي آيد به ضد                          تا كدامين را تو باشي مستعد

آن يكــي بانگش نشـور اتقيا                             و آن يكي بانگش فريب اشقيا

مثنوي معنوي ، دفتر چهارم ، ابيات 1622-1623

مولانا برخورداري از اختيار و انتخاب را نشان كرامت آدمي مي داند و مي گويد :

ز آن كه « كــرمنا » شد آدم ز اختيار                         نيم زنبور عسل شـد نيم مار

در جهان اين مدح و شاباش و زهي                          ز اختيارست و حفـاظ آگهي

آدمـي بر خنـگ « كـرمنا » ســوار                         در كف دركش عنــان اختيار

مثنوي ، دفتر سوم ، ابيات : 3291-3293

قرآن مي فرمايد : « و لقد كرّمنا بني آدم و حملناهم في البّر و البحر و فضلناهم علي كثير مما خلقنا تفضيلا » ( ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم و آنها را در خشكي و دريا مسلط كرديم و از پاكيزه ها روزيشان داديم و بر بسياري از آنچه آفريديم برترشان نموديم . ) ( اسراء ، 70 )

از مصاديق و دلايل كرامت آدمي بر ساير مخلوقات برخورداري او از موهبت آزادي و اختيار مي باشد :

تو ز « كـرّمنا بني آدم » شهــي                         هم به خشـكي هم به دريـا پـا نهي

كه « حملناهم علي البحر » بدان                        از «حملناهـم علي البــر » پيش ران

مر ملايك را سـوي بَر راه نيست                       جنس حيوان هم ز بحر آگـاه نيست


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 13:45  
 اربعین
به روي بستگان رشته بيداد بيدادان    به شام آخر در مسدود آزادي فراز آمد
دُركنز حيا و گوهر بحر ولا «زينب»      پي اظهار درد دل به خلوتگاه راز آمد


اربعين حسيني تسليت باد

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 1:1