تبليغاتX
عرشیا
 مواعظ مسيح (بخش آخر)

از صدقه دادن تو کسی باخبر نشود وخدایی که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست ،اجر تورا خواهدداد.وقتی دعا می کنید،مانند ریاکاران مباشید.آنان دوست دارند در کنیسه ها وگوشه های خیابانها بایستند ودعا بخوانند تا مردم آنان راببینند.یقین بدانید که آنها اجر خود رایافته اند !هر گاه تو دعا می کنی ،به اندرون خانه خود برو ،در راببند ودر خلوت ودر حضور خدای نادیده دعا کن.او که هیچ چیز از نظرش پنهان نیست ،اجر تورا خواهد داد .وقتی روزه می گیريد مانند ریاکاران ،خودتان راافسرده نشان مدهید.آنان قیافه های خود را تغییر می دهند تاروزه دار بودن خودرابه رخ دیگران بکشند.یقین بدانید که آنها اجر خودرا یافته اند! اما تووقتی روزه می گیری،به سرت روغن بزن وصورت خود را بشوی تا مردم از روزه توبا خبر نشوند،بلکه فقط خدای تو که درنهان است،آن را بداند.اوکه هیچ چیز از نظرش پنهان نیست،اجر تو را خواهد داد.
خدا و دارایی
هیچ کس نمی تواند بنده دو ارباب باشد؛چون یا از اولی بدش می آید ودومی را دوست دارد،ویا به اولی ارادت پیدا می کند ودومی را حقیر می شمارد .شما نمی توانید هم بنده خدا باشید وهم در بند مال.بنابراین به شما می گویم نه برای زندگی خود نگران باشید که چه بخورید ویا چه بیاشامیدونه برای بدن خود که چه بپوشید؛زیرا زندگی از غذا ،وبدن از لباس مهمتر است.به پرندگان نگاه کنید :آنها نه می کارند ،نه درو می کنند ونه در انبارها ذخیره می کنند ؛ولی خدای شما روزی آنها را می دهد.مگر ارزش شما به مراتب از آنها بیشتر نیست؟کدام یک از شما می تواند با نگرانی ساعتی به عمر خود بیفزاید؟چرابرای لباس نگران هستید؟به سوسنهای صحرا نگاه کنید وببینید چگونه نمو می کنند،آنها نه زحمت می کشند ونه می ریسند؛ولی بدانید که حتی سلیمان هم با آن همه حشمت وجلال مثل یکی از آنها آراسته نشد.پس اگر خدا علف صحرا را که امروزه هست وفردا به تنور ریخته می شود،این طور می آراید، آیا شمارا،ای کم ایمانان ، به مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟پس نگران مباشید ومگویید:«چه بخوریم؟چه بنوشیم؟ویا چه بپوشیم؟»تمام ملل جهان برای بدست آوردن این چیزها تلاش می کنند،اما خدای شما می داند که شما به همه چیزها احتیاج دارید.شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن ملکوت خداوند وانجام خواسته های او بکوشید ،آن وقت همه این چیزها نیز به شما داده خواهد شد.
قضاوت درباره دیگران
درباره دیگران قضاوت مکنید تا مورد قضاوت قرار مگیرید.همان گونه که شما دیگران را محکوم می کنید،خودتان نیز محکوم خواهید شد.با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید،با همان پیمانه عوض خواهید گرفت.چرا پر کاهی را که در چشم برادرت هست،می بینی،ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟بخواهید ،به شما داده خواهد شد.بجویید،پیدا خواهید کرد.بکوبید،در به رویتان باز خواهد شد.چون هر که بخواهد ،به دست می آورد وهر که بجوید،پیدا می کند وهر که بکوبد،در به رویش باز می شود.آیا کسی در میان شما هست که وقتی پسرش از او نان بخواهد،سنگی به اوبدهد؟ویا وقتی ماهی می خواهد،ماری در دستش بگذارد؟پس اگر شما انسانهای گنهکاری هستید،می دانید چگونه باید چیزهای خوب ره به فرزندان خود بدهید،چقدر بیشتر باید مطمئن باشید که خدای شما چیزهای نیکو را به آنانی که از او تقاضا می کنند،عطا خواهد فرمود!با دیگران همانطور رفتار کنید که می خواهید آنها با شما رفتار کنند.این است خلاصه تورات و مواعظ انبیا .

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 1:59  
 مواعظ مسيح (1)

گر عدو باشد ورا احسان نكوست
اشاره:متن زیر یکی از مواعظ حضرت مسیح(ع) است که در شمار چند خطابه مشهور جهان محسوب می شود وآن را به نقل از انجیل لوقا با اندکی تلخیص می آوریم:
خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود آگاهند ؛ زیرا پادشاهی آسمانی از آن ایشان است.خوشابه حال ماتم زدگان،چرا كه آنان  تسلی خواهند یافت.خوشا به حال فروتنان، زیرا آنان مالک جهان خواهند شد.خوشا به حال کسانی که گرسنه وتشنه نیکی مطلق هستند،زیرا آنان سیر خواهند شدخوشا به حال رحم کنندگان،زیرا ایشان رحمت خواهند دید.خوشا به حال پاکدلان،زیرا ایشان خدا را خواهند دید. خوشا به حال کسانی که درراه نیکی جفا می بینند،زیرا ملکوت آسمانی از آن ایشان است.اما وای به حال شما ای ثروتمندان،شما ایام کامران خود را پشت سر گذاشتید.وای به حال شما که اکنون سیر هستید،گرسنگی خواهید کشید.وای به حال شما که اکنون می خندید،ماتم خواهید واشک خواهید ریخت.وای به حال شما وقتی همه از شماتعریف می کنند!
خشم وغضب
شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شد:«قتل مکن وهر کس مرتکب قتل شود،محکوم خواهد شد.»امامن به شما می گویم :هر کس نسبت به برادر خود عصبانی شود،محکوم خواهد شد واگر اورا «احمق»بخواند،مستوجب آتش جهنم خواهد بود!پس اگر هدیه خود را به قربانگاه ببری ودرآنجا به خاطربیاوری که برادرت از تو شکایتی دارد،هدیه را جلوی قربانگاه بگذار واول برو با برادرت آشتی کن وآنگاه برگرد وهدیه خویش را تقدیم کن.
شنیده اید که گفته شده:«زنامکن»اما من به شما می گویم هر گاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کند،در دل خود با اوزنا کرده است.پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی ات می شود،آن را بیرون آور ودورانداز، زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا اینکه با تمام بدن به جهنم بیفتی.

انتقام
هر گاه کسی تورا برای گرفتن قبایت به دادگاه بکشاند،عبایت راهم به اوببخش.هر گاه شخصی تورا به پیمودن یک میل راه مجبور نماید،دومیل با اوبرو.به کسی که از توچیزی می خواهد،ببخش واز کسی که تقاضای قرض می کند،روی مگردان!
شنیده اید که «همسایه خود را دوست بدار وبا دشمن خویش دشمنی کن.»امامن به شما می گویم دشمنان خود رادوست بدارید وبرای کسانی که به شما جفا می رسانند ،دعا کنید.به این وسیله شما فرزندان پدرآسمانی خود خواهید شد ،چون اوآفتاب خودرابر بدان ونیکان یکسان می تاباند وباران خود رابر درستکاران وبدکاران می باراند.اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند،چه اجری دارید؟مگر باجگیران همین کاررا نمی کنند؟اگر فقط به دوستان خود سلام کنید،چه کار فوق العاده ای کرده اید؟مگر بی دینان همین کاررا نمی کنند؟پس شما باید کامل باشید.همان طور که خدای شما کامل است.
صدقه دادن
مواظب باشید که کارهای نیک خود را برای جلب توجه مردم در انظار دیگران انجام مدهید؛زیرا اگر چنین کنید،هیچ اجری نزد خداوند خود ندارید.پس هر گاه صدقه می دهی،آن را با ساز وکرنا اعلام مکن،چنان که ریاکاران در کنیسه ها وخیابانها می کنند تا مورد ستایش مردم قرار بگیرند .یقین بدانید که آنان اجر خود را یافته اند!واماتو،هر گاه صدقه می دهی،مگذار دست چپ تو از آنچه دست راستت می کند،آگاه شود.

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 16:20  
 در مسلخ نفس (بخش آخر)

تراشیدن موی سر می تواند نمادی از پاک شدن از آلودگی ها ی اخلاقی ، زدودن زنگارهایی که با اعمال خود بر ذهن و ضمیر ، جان و دل خود نشانده ایم و بیرون آمدن از ظلمتکده معاصی باشد همچنین کوتاه کردن موی سر ، کنایه است از کوتاه کردن دامن و دامنه آرزوهای دور و دراز که از ترسناکترین مهلکات      " اتباع الهوی و طول الامل" می باشد .  و به تعبیر شمس تبریزی " آزادی در بی آرزویی " می باشد . امام علی (ع) در موراد زیادی انسان را از آرزو اندیشی و غرق شدن در آمال و آرزو های دور و دراز بر حذر میدارد از آن جمله می فرماید : " فبادرو العمل و کذبوا الامل "  و نیز " لا تکن ممن یرجیّ التوبه بطول الامل "
این جهان دامست و دانه اش آرزو      در گریز از دامها روی  آر زو
آرزو   بگذار  تا   رحم   آیدش     آزمودی که چنین می بایدش
مثنوی معنوی ، دفتر ششم
 همچنین حلق و تقصیر می تواند نمادی از دفع و رفع فضولات زندگی باشد . حضرت امیر (ع) می فرمایند :  " تخففوا  تلحقوا"  شرط وصال و به مقام قرب رسیدن ، به بندگان صالح و شایسته خداوند ملحق شدن ، تخفف و سبکباری می باشد . گرانجانی نتیجه ای جز خلود الی الارض نخواهد داشت و جان آدمی وقتی می تواند بال به بالا  گشاید که از قید تعلقات و تعینات آزاد باشد . زائر با حلق و تقصیر ذهن را از هر چه غیر خدا پاک می سازد . هر تار مو رشته ای است از تعلقات دنیوی .
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود     ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
دیوان حافظ
بالاتر از این ، بنده سالک به جایی می رسد که ز هر چه رنگ تعین پذیرد آزاد می شود چرا که تعلق پس از تعین است و "هر چه دیده بیند دل کند یاد"  انسان در سیر استکمالی خود جز خداوند را نمی بیند تا به او دل ببندد و این نیز متناسب با سالکان ذو مراتب است در مراتب عالیه ، بهشت و دوزخ و عبادت و بندگی خود را نیز نمی بیند .
 همچنین حج گزار در حلق و تقصیر ، با توجه به نقشی که مو در زیبایی ظاهری هر شخصی دارد از این جمال جزئی و زوال پذیر در پیشگاه جمیل مطلق دل می کند و خود شیفتگی را نیز در وجودش ریشه کن می سازد که در حدیث نبوی آمده است :
" ثلاث مهلکات شح مطاع و هوی متبع و اعجاب المرء بنفسه "  ، (سه چیز از عوامل هلاکت هستند . طمع ورزی و حرصی که اطاعت شود و هوای نفسی که تبعیت شود و شیفتگی انسان نسبت به خود. )
" وجودک ذنب لا یقاس به ذنب "  ز خویش دم زدنت بدترین گناهان است و حج گزار این مانع خطر خیز را نیز از سر راهش بر می دارد .
شیطان را سنگسار کرده ، ریشه شیطنت ها و تحریکات شیطانی را که غالباً به صورت " عداوت و بغضا " ظاهر می شود در خود خشکانده ، نفس سرکش و عنود را ذبح کرده و از عهده کارهایی بس مهم بر آمده است .
بت شکستن سهل  باشد نیک  سهل    سهل دیدن نفس را جهل است جهل
هر نفس مکری و در هر مکرزآن     غرقه   صد    فرعون   با   فرعونیان
مثنوی معنوی
با حلق و تقصیر ، امیال و آرزو های نفسانی را در خود ریشه کن کرده و اکنون یک انسان خدایی و ربانی شده است ؛ از غیر بریده و به حلق واصل شده است .

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه نهم دی 1386 و ساعت 2:46  
 در مسلخ نفس (6)

امام خمینی (ره ) در تعلیل قربانی کردن اسماعیل توسط حضرت ابراهیم (ع) می فرماید :
حضرت ابراهیم حقیقت فنای تام و اضمحلال کلی در حضرت احدیت را ملاحظه کرد و قربانی فرزند یا گوسفند همان مرتبه رقیقه (نازله ) این حقیقت است . (تعلیقه علی شرح فصوص الحکم ، ص 126 و 127) بنا بر این قربانی یعنی گذشتن از چیزیکه آدمی به آن دل بسته است که مرحله اعلی و اشرف آن قربانی فرزند و مرحله نازلترش ذبح گوسفند است .
ذبح گوسفند یا شتر یا گاو گذشتن از مال دنیاست که برای آدمی عزیز و دل کندن از آن مشکل است و طبق فرموده قرآن : " لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون " ( به نیکی نمی رسید مگر از آنچه دارید انفاق کنید ). (آل عمران ، 92)
بت پرستان  را   کنی  لعن   ای   پسر  خود شده   از  بت پرستی   خیره   سر
بت پرست و زر پرست اینجا یکی ست  من یقین دارم اگر در تو شکی است
مثنوی معنوی
 ابن عربی سّر دیگری برای قربانی نقل می کند که : حاجی با نحر یا قربانی کردن باید قصد آزاد سازی روحی داشته باشد . به این نیت که این روح در هیکل طبیعی و تاریک محصور شده  و بوسیله قربانی از بند طبیعت رها و به عالم اعلی و ارواح صعود می کند . (فتوحات مکیه ، باب 72 ، ص 449) .
احکام ذبح و نحر قربانی  :
1 – احتیاط این است که ذبح و نحر  در روز عید قربان باشد ولی اگر کسی از روی فراموشی یا عذر دیگر قربانی را به جا نیاورد  لازم است تا آخر ایام تشریق (یازدهم ، دوازدهم ، سیزدهم ذیحجه) به جا آورد ولی اگر از روی علم و عمد قربانی را ترک و طواف نموده ظاهر این است که طوافش باطل است و واجب است قربانی را اعاده نماید .
2 – یک قربانی فقط برای یک نفر کفایت می کند و دو یا چند نفر نمی توانند یک قربانی را ذبح کنند .
3 – قربانی باید شتر ، گاو یا گوسفند باشد و شتر باید سال پنجم را تمام کرده و به سال ششم داخل شده باشد .و گاو و بز نیز بنابر احتیاط باید دو سال را تمام و وارد سال سوم شده باشند گوسفند نیز باید هفت ماهش تمام شده باشد و احتیاط این است که یک سالش تمام شده باشد . قربانی باید سالم باشد و احوط آن است که پیر نباشد ولی اگر حج گزار قربانی را با این حساب که سالم است بخرد و بعداً معلوم شود که سالم نبوده و عیبی دارد می تواند به آن اکتفا کند و لازم نیست قربانی دیگری تدارک ببیند .  همچنین اگر گوسفند یا قربانی سالم و فربهی خرید و بعد از خریدن آن حیوان مریض یا دچار شکستگی شد یا عیب دیگری پیدا کرد ذبح همان کافی می باشد .
کسی که نه قربانی دارد و نه پولش را به جای قربانی باید ده روز روزه بگیرد . سه روزش را در حج (روز های هفتم ، هشتم ، نهم ذی حجه) و هفت روز دیگر را در وطن خود روزه بگیرد . و اگر پس از سه روز ، روزه  گرفتن ، تدارک قربانی برای او ممکن شد بنابر احتیاط اگر تمکن قبل از گذشت ایام تشریق باشد قربانی بر او واجب خواهد بود .
امام صادق  (ع) می فرمایند : به هنگام نحر یا ذبح این دعا را بخوانید :
" و جهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً مسلماً و ما انا من المشرکین ، ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین . لا شریک له و بذلک امرت و انا من المسلمین اللهم منک و لک . بسم الله و الله اکبر . اللهم تقبل منی  . "
حضرت علی  علیه السلام می گوید : از رسول خدا (ص) شنیدم که در روز عید قربان می فرمود :
 " امروز روز جریان " شج " و  فریاد " عج " است . جریان همان خون هایی است که به واسطه قربانی می ریزد و هر کس نیتش راست باشد . اولین قطره خون قربانی ، کفاره گناهانش می باشد و فریاد در این روز همان دعا می باشد . به خدایی که جان محمد در دست اوست کسی از اینجا نمی رود جز اینکه آمرزیده است . مگر آن کسی که مرتکب گناه کبیره شود ، بر آن اصرار داشته باشد و نخواهد آن را ترک کند .
تقصیر :
 حاجی با حلق و تقصیر از احرام خارج می شود و آنچه بر او حرام بود جز آمیزش و عطر و احتیاطاً شکار ، بقیه حلال می شود و مرد بین حلق و تقصیر مخیر است و سر تراشیدن (حلق) بهتر است . مخصوصاً در سفر اول و مستحب است این ذکر را بگوید که " اللهم اعطنی بکل شعره نورا یوم القیامه "  . هر گاه زائر از روی فراموشی و ندانستن حکم ، حلق و تقصیر ننمود و از منی بیرون رفت بایستی به منی برگردد و در آنجا سرش را بتراشد یا تقصیر نماید و چنان که این عمل برایش مقدور نباشد در همان محل خود حلق یا تقصیر نماید  و در صورت امکان مویش را به منی فرستد چرا که در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است : " بنده مومن وقتی که سرش را می تراشد خداوند برای هر مویش نوری در قیامت قرار می دهد "
و نیز آن حضرت می فرماید : هر مویی که در منی دفن شده در روز قیامت با زبان گویا برای صاحبش تلبیه می گوید و باز در جایی از حضرت می پرسند : چرا تراشیدن سر برای کسی که بار اول به حج آمده واجب شده ولی برای سایرین نه ؟ حضرت می فرماید : برای اینکه از آمنین و ایمن شدگان گردد .  سخن خداوند را نشنیده ای که می فرماید :
" لتدخلن المسجد ان شاء الله امنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون " شما ان شاء الله در امن و امان ، حلق و تقصیر کرده وارد مسجد الحرام خواهید شد بی آنکه بیمی داشته باشید . (فتح ، 27)

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 17:47  
 در مسلخ نفس (5)

وقتی کسی از آن خداوند کسی از آن خداوند گشت همه چیز از آن او می گردد و اگر از خداوند و دیگران شود همه از او رو گردان می شوند .
ظاهراقربانی شدن است ولی باطناً ودر واقع صد جان گرفتن است واین فرق فارق بین عالم صورت وعالم معنی می باشد.
آن زمان این جان حیوانی نماند       جان باقی بایدت برجا نشاند
                                                                                                 مثنوی معنوی ،دفتر دوم ،بیت944
بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابداً    لان روحی قد طاب ان یکون فداک
گاو نفس خویش را زوتر بکش    تا شود روح خفی زنده وبهش
                                                                                                  مثنوی معنوی ،دفتر دوم،بیت1447
مولانا را تفطن وعنایتی نیکو به این نکته ظریف بوده ومی گوید:
خویش فربه می نماییم از  پی قربان   عید          کان قصاب عاشقان بس خوب وزیبا می کشد
آن گمان ترسا برد مومن ندارد   آن گمان   کو مسیح   خویشتن   را   بر    چلیپا    می کشد
نیست عزرائیل رادست ورهی بر   عاشقان   عاشقان عشق   را هم   عشق   وسودا می کشد
آنچنان شیرین وخوش در پای اوجان میدهیم     کان ملک ما  را به شیر و شهد و  حلوا می کشد
                                                                                                                                  دیوان شمس
وشاید معنی دقیق وعمیق حدیث شریف "موتو قبل ان تموتو" همین نکته باشدو:
 بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر عمر ابد خواهی  که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما
 واین مرگ،خود مقدمه حیات متعالی تری می شود که (یخرج الحی من المیت)
ظاهرش مرگ وبه باطن زندگی     ظاهرش ابتر نهان پایندگــی
دررحم زادن جنین را رفتنست      در جهان او را زنوبشکفتنست
دانه مردن مرا شیرین شدست     بل هم احیا پی من آمدست
اقتلونی    یا   ثقاتی  لائــما     ان فی قتلی حیــــاتی دائما
ان فی موتی حیاتی یا فتـــی     کم افارق موطنی حتی متی
فرقتی لولم تکن فی ذاالسکون     لم اقل انا الیـــــه راجعون
                                                                                                                        مثنوی معنوی،دفتر اول
تاثیر مرگ ارادی کمتر از مرگ طبیعی نیست بلکه اثرش احیاناًقویتر از آن نیز می باشد ممکن است کسی با مرگ طبیعی بمیرد ولی به اسرار عالم راه پیدا نکند وحقایق  را نبیند .کفار ومنافقین پس از مرگ هم از بسیاری از حقایق محرومند آنها تحت اشراف برخی از اسماءجلالیه می گویند :"ربنا ابصرنا وسمعنا"پروردگاراچشم بینا وگوش شنوا یافتیم (سجده ،12)وگرنه از مشاهده جمال ولقای حق محرومند"انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون"(مظففین،15)نه نیروی شنوایی باطنی وقلبی دارند که کلام حق رابشنوند ونه شایستگی آن را که نظر تشریفی خداوند متوجه اینها باشد لذا خداوند درباره این گروه می فرماید:"لایکلمهم الله ولاینظر الیهم یوم القیامته"(آل عمران،77)اینان کسانی بودند که در خویشتن خود فرو رفته اند ،وخود اصیل خود را گرم  کرده اند وبه خویشتن مجازی وسافل خود پرداخته اند .قرآن در مورد اینها می فرماید:"اهمتهم انفسهم"(آل عمران،154)اینها فقط به فکر خود حیوانی  می باشند ودر حجاب خودی محصور واز خداوند مهجور می باشند و برای این شایستگی ندارند که خداوند نگاهی به آنها اندازد.
از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست  سخت کار او بود کز وی خدابرگشته بود
با اینکه خداوند "بکل شی بصیر"(ملک،19)می باشد ولی به آنها نگاه ملاطفت آمیز نمی کند چرا که آنها نخواستند خداوند را که "نور السموات والارض"است در دنیا ببینند وسخنانش را بشنوند واز دستوراتش پیروی کنند.
آن که قربانی می کند در واقع رضای دوست را بر خوش آیند خویش آثر وارجح می داند ومقدم می دارد و آنچه به آن دلبسته است فدای دوست می کند که:«لن تنالواالبر حتی تنفقوا مما تحبون»ودرواقع وقتی می تواند به کمال نایل شود ورضای دوست را به دست آورد که از برخی تمنیات چشم پوشی کند واین چشم پوشی با ذبح گاو نفس محقق می شود که:
گاو کشتن هست از شرط طریق     تا شود اززخم دمش جان مفیق
                                                                                                   مثنوی معنوی،دفتر دوم،بیت1446
و همانگونه که اشاره شد :
یا کرامی اذبحوهذاالبقر      ان اردتم حشر ارواح النظر
                                                                                        مثنوی معنوی،دفتر سوم ،بیت3899

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 23:53  
 در مسلخ نفس (4)

قسمت سوم را هم به مدلول "فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم"(معارج،25)به فقرا ومساکین عطا کند . این مطلب می تواند اشاره به این مهم باشد که ای بنده ای که به حج رفتی ونفس اماره خود را کشتی .اکنون مانند وارثی که از میت ارث می برد ثلث مال در اختیار خودت ،ثلثش برای کسانی که سئوال می کنند "واما السائل فلا تنهر"(ضحی،10)ویک سوم آن برای کسانی که به خاطر حجب وحیا سئوال نمی کنند حال یاد دارند ویاد دارند و"تعرفهم الجاهل اغنیاءمن التعفف"(بقره،273).
یک مقدار به خودت بپرداز که "علیکم انفسکم"(مائده ،105) مقداری به نیازهای مردم وهمنوعان اختصاص بده که "من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم"ومقداری هم با خداوند ومعبودت باش که:
اذکروالله شاه ما دستور داد     اندر آتش دید ما را نور داد
گفت اگر چه پاکم از ذکر شما     نیست لایق مرمرا تصویرها
لیک هرگز مست تصویر وخیال    در نیابد ذات مارا بی مثال
                                                                                                   مثنوی معنوی،دفتر دوم،1717-1715
از قربانی آنچه به خداوند می رسد تقوا یعنی روح وجان عمل حج گزار است که به محضر حق نایل می گردد.اعمال انسان به لحاظ ارزش معنوی دارای مراتب چندی است که نازلترین آن صحت عمل می باشد یعنی عبادتی که انسان با انجام آن بری الذمه میشود.تکلیف از او ساقط می گردد.مثلاً نمازی که یک شخص مکلف می خواند با اقامه نماز او دیگر تکلیفی مورد آن نماز ندارد.ولی واضح است که نماز نماز گزاران به لحاظ ارزش محتوایی یکسان نیست .ممکن است بدون تمرکز باشد یا با تمرکز.
از این نماز غرض آن بود که من با تو                          حدیث   درد   فراق  تو   باز   بگذارم
وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو                          نشسته روی به محراب ودل به بازارم
                                                                                                                                   دیوان شمس
وفرق است بین چنین نماز،ونمازی که ستون دین و معراج مومن است و مناجات با خداوند .
مرتبه بالاتر،قبول عمل است که برخی از اعمال مقبول واقع می شوند وبعضی نه.قرآن در مورد هابیل وقابیل می فرماید:"فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر"در آیه دیگری می فرماید:"من جاءبالحسنه فله عشر امثالها"هر کس حسنه ای را به حضور حق بیاوردپا داشتن ده برابر می باشد  و می توان نتیجه گرفت که هر کاری به محضر حق نمی رسد.
شرط من جاءبالحسن آوردنست    آن حسن را سوی حضرت بردنست
                                                                                                         مثنوی معنوی ،دفترزدوم ،بیت 945
بامورد قبول گرفتن،عمل به سوی خداوند صعود می کند"الیه یصعدالکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه"(فاطر ،10)
تاالیه یصعد اطیاب الکلم      صاعدامنا الـــی حیث  علــم
ترتقی انفاســنا بالمنتـــقی      متـــحفا منـــا الی دارالبــقا
ثم تاتینا مکافات المقــــال                 ضعف ذاک رحمه من ذی الجلال
                                                                                                  مثنوی معنوی،دفتر اول،اببات887-885
ونهایتاًبه محضر الهی نایل می شود ودیگر هیچ حجابی میان این تقوای نائل وخداوند نیست و چون خداوند نورست حجاب وحایل بین خداوند نفس مخلوق است تا زمانی که متوجه خود است وچنان که التفاتی به خویشتن نداشته باشد، خرمن خودی و خود پرستی اش به نائزه نور الهی سوخته باشد ، جزخدا را نبیند ونخواهد حجاب نیز از میان برخواهد خاست که
میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست       تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
                                                                                                          دیوان حافظ،غزل244
واز آنجا که نفس مجرد در اتحاد با ملکات تبدیل به همان ملکات می شود تقوا نیز در کاملترین حالات با نفس شخص متقی متحد می شود وهمانطور که تقوا به خداوند میرسد شخص متقی نیز به خداوند خواهد رسید.
چون از او گشتی همه چیز از تو گشت    چون از او گشتی همه چیز از تو گشت
نکته بسیار مهم ولطیف در مورد قربانی این که بر خلاف ذبح وکشتن قربانی ظاهری ،نفس انسان با قربانی کردن معدوم نمی شود بلکه نفس،جان وروح آدمی به حیات بالاتری زنده میگردد. «مُردم از حیوانی وآدم شدم»
بهر روز مرگ این دم مرده باش    تا شوی با عشق سر مدخواجه باش
                                                                                               مثنوی معنوی ،دفتر دوم،بیت3760

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 20:50  
 در مسلخ نفس (3)

از حد خاک تا بشر چند هزار منزل است    شهر به شهر بردمت بر سر ره نمانمت
                                                                             دیوان شمس
وزائر بیت الله با قربانی کردن به پیشگاه حضرت احدیت در واقع می گوید که:  خدایا اگر تاکنون بازبانم میگفتم .اکنون عملاًنیز ثابت میکنم وقلبم نیز به چنین کاری راضی ا ست. خدایا ! اگر تاکنون نفس حیوانی رادر اندیشه وانگیزه خود دخالت میدادم اکنون دیگر آن را ذبح کرده ودر تمامی شئون عقل نظری وعقل عملی ،گرایشهایم  را به سمت وسوی تو،جهت می دهم.
"وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض حنیفاًمسلما وما انا من المشرکین".فقط  تورا می بینم وفقط تورا می جویم وفقط از تو می خواهم وفقط تورا می خواهم"هر دو عالم را به دشمن که مارا دوست بس"
به جان دلبرم کز هردو عالم      تمنایی دگر جز دلبرم نیست
"قل ان صلوتی ونسئکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین"(انعام ،162)
تا احب الله   آید   نام   من     تاکه  ابعض  لله آید   کام   من
تا که اعطا لله آید جود من     تا که امسک لله  آید   بود    من
بخل من لله عطا لله وبس      جمله لله   ام  نیم   من   آن    کس
وآنچه لله می کنم تقلید نیست     نیست تخییل وگمان جز دید نیست
                                                                                            مثنوی معنوی ،دفتر اول،ابیات3813-3810
با نام ویاد خداوند] یذکروا اسم الله فی ایام معلومات علی ما رزقهم من بهیمه الانعام[ ،(حج،28)دیو آز وطمع وخشم وشهوت را سر می برم وغیر او را اصالتاًوبالذت هیچ می شمارم وهیچ می بینم.
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق       چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
                                                                                                                             دیوان حافظ،غزل 23
"وجهت وجهی" می گویم یعنی اکنون ای معبودبی همتای من روی نگاه کردن به جمال جمیل بی مثالت را دارم.
اگر حج گزار امکان قربانی کردن را به هر دلیل نداشته باشد باید ده روز ،روزه بگیرد.سه روز در ایام حج وهفت روز بعد از رسیدن به موطن خویش "فمن لم یجد فصیام ثلاثه ایام فی الحج وسبعه اذا رجعتم تلک عشره کامله"(بقره،196)
یعنی اگر توان ذبح حیوانیت را نداری پس لااقل با روزه گرفتن قوای حیوانی را در خود تضعیف کن که هیچ کاری مانند روزه گرفتن درکنترل این قوای حیوانی نظیر شهوت وغضب موثر نمی باشد .همانطور که در حج نیز (رفث)،(فسوق)و(جدل)نباید باشد.
رزق حق حکمت بود در مرتبت      کان گلوگیرت نباشد عاقبت
این دهان بستی دهانی باز شد                 تاخورنده لقمه های راز شد
گر زشیر دیو تن را وابری     در فطام او بسی نعمت خوری
                                                                                        مثنوی معنوی،دفتر سوم،ابیات 3748-3746
قربانی باید واجد چند شرط باشد:
اول اینکه باید بالغ باشد.ذبح قربانی نابالغ مانند کشتن نفس در خردسالی می باشد که هنوز غرایز نفسانی بروز وظهور پیدا نکرده وانسان را تحریک نمی کند وچنین کاری عبث وبی مورد می باشد .شرط دوم آن که قربانی سالم باشد.لنگ ولوک،شاخ شکسته،دندان افتاده ،عقیم ودم بریده ،پیر وسالخورده نباشد.کشتن نفس نیز آنگاه از ارزش والا وسزامند برخوردار است که انسان در جوانی نفس خود را مهار سازد وگرنه در پیری وبیماری امیال نفسانی خود تا حد زیادی فروکش می کنند شرط سوم آن که قربانی فربه باشد نه لاغر،کشتن نفس نیز وقتی موثر وارزشمند است که نفس در کمال اشتها ونشاط دارای قوای شباب وجوانی باشد مرحوم علامه طباطبائی می فرماید:مرتاضان هندی در مبارزه با نفس راه انحرافی وبی ارزشی را انتخاب کرده اند که غرایز رادر خود ریشه کن می کنند ودر چنین حالی کف نفس ارزش ندارد .مبارزه با نفس اماره بالسوء آنگاه ارزشمند وتعالی بخش است که انسان در عین حال که دارای برخی کشش ها وغرایزسست ومشتهیات نفسانی اورا به سوی خود می کشند در عین حال که مقتضی موجود ومانع مفقود می باشد انسان با اراده واختیار خویشتندار باشد وخواهشهای نفسانی را اجابت نکند.
حال پس از قربانی کردن مستحب است که یک قسمت از قربانی را خودش بخورد یعنی از نعمتهای مباح کلا روگردان نباشد . ریاضتهای طاقت سوز ونامشروع را بر خودتحمیل نکند در مواجهه با لذایذ نه تسلیم غرایز شود ونه آنها را تعطیل کند بلکه به صورت معقول ومشروع تعدیل نماید"قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق"(اعراف،32)
یک قسمت را نیز چنان که عادت کریمان است به دوست وآشنا بدهد .برای خود صدقه جاریه تهیه کند امام باقر (ع)می فرماید:"ان الله عزوجل یحب اطعام الطعام واراقه الدماء"امام صادق (ع) می فرماید:رسول اکرم (ص) در حجه الوداع ،خود گوسفند به مکه برده بودند که قربانی کردند.


 

|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 0:6