|
یاد استاد (4)
محصول نهایی اش ندامت و خسران دارین خواهد بود چرا که مقارنت با هر چیز ثمره مناسب آن را می دهد آنگونه که قرآن می فرماید :«والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لا یخرج الا نکدا»(و زمین پاک ، گیاهش به اذن پروردگار می روید و آنچه پلید است جز حاصلی ناچیز بر نیاید . بدین سان آیات خود را برای سپاسگزاران گونه گون بیان می داریم .)،(اعراف،58) |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 23:29 یاد استاد (3)
برای چنین کسی درک اجل محتوم نیز وفاتی معقول و مقبول خواهد بود که ابدیتی مبارک برایش رقم خواهد زد . |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 2:8 یاد استاد (2)
شعر عرفانی والاترین جلوه گاه روح خدایی انسان است و گرایش به عرفان و شعر نشات گرفته از معارف معنوی خاستگاهی به قدمت خداشناسی دارد. اقوانم باستانی ، شاعر را پیشگو و پیام آوری می دانستند که در معرض الهامات خدایی قرار دارد و شاعر همان را می گوید که «استاد ازل» و «سروش جهان دگر» برای او القا می کند .
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 2:29 یاد استاد (بخش اول)
اشاره: نوشتار ذیل جهت درج در مجموعه مقالات ""عابد خلوت نشین"" یادنامه مادح و راثی گمنام و برجسته اهل بیت عصمت و طهارت، استاد عابد تبریزی تحت عنوان "عابد عارفی آزاده" نوشته شده است که به استحضار دوستان گرامی می رسد.
*************************** اریک فروم روانشناس معروف آلمانی الاصل مقیم آمریکا می گوید : «تنهائی زائیده عشق و بیگانگی از دیگران می باشد» کسی که به یک معشوق ، عشق می ورزد آن دلدادگی موجب می شود که او با همه بیگانه شود و جز آرزوی آن معشوق هیچ فکر و ذکری نداشته باشد و مصاحبت با دیگران نیز برایش آن معشوق را تداعی کند.
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 20:15 حافظ و قرآن (بخش آخر)
مهم ترين اشاره حافظ به قرآن و ارتباطش با اين كتاب عظيم بيت ذيل مي باشد كه:
عشقت رسد به فرياد گر خود به سان حافظ قرآن زبر بخواني با چاره ده روايت يا « قرآن زبر بخواني در چارده روايت » آنگونه كه در بعضي نُسخ آمده است حافظ گويد: حتي اگر قرآن را در چهارده روايت هم بخواني باز در نهايت عشق است كه فرياد رس تو مي شود و تو را به فلاح و رستگاري مي رساند. طفيل هستي عشقند آدمي و پري ارادتي بنما تا سعادتي ببري بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش كه بنده را نخرد كس به عيب بي هنري آنگونه كه مولانا نيز گويد: هر كه را جامه زعشقي چاك شد شاد باش اي عشق خوش سوداي ما اي دواي نخوت و ناموس ما او ز حرص و عيب كلي پاك شد اي طبيب جمله علتهاي ما اي تو افلاطون و جالينوس ما مثنوي، دفتر اول حافظ علاوه بر حافظ قرآن بودن و تسلط بر چهارده روايت با حدود 1200 مورد اختلاف قرائت در ترتيل قرآن نيز دست داشته و از اين موهبت نيز بي بهره نبوده است. از نظر برخي محققين، حافظ در قرن هشتم به معني خوشخوان بوده و جزو اصطلاحات موسيقي نيز شمرده مي شده است. |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 13:34 حافظ و قرآن (بخش پنجم)
در نسخه اي ديگر از ديوان حافظ كه كاتبي تقريباً معاصر با حافظ آن را استنساخ كره است در آخر كتاب از حافظ با عنوان ملك القرّاي و افضل المتاخرين، شمس المله والدين ياد كرده است كه صفت ملك القراء به وضوح دلالت بر اشتهار حافظ در عصر خود به قرائت قرآن دارد. |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 14:17 حافظ و قرآن (بخش چهارم)
با وجود اينكه متن مصحف شريف دقيقاً همان است كه بر پيامبر (ص) نازل شده ولي اختلاف قرائت در متن قرآن راه يافته و البته به صورت جزئي در زمان خود پيامبر (ص) نيز مطرح بود و حضرت براي رفع عسر و حرج و اينكه هيچ قوم و قبيله اي با لهجه هاي متفاوت خود را بيگانه از قرآن نداند حضرت، اختلاف قرائتها را تا آنجا كه مخل معني نبودند، مسامحتاً مي پذيرفت. علل عمده اختلاف قرائت عبارت بودند از: 1.اختلاف لهجه بين قبايل و طوايف اعراب 2.نبودن اِعراب تا زماني كه به توصيه حضرت امير المومنين (ع) و با پيگيري ابوالاسود دوئلي صورت پذيرفت و تحقق يافت. 3.نبودن اعجام يا نقطه و نشان حروف 4.اجتهادات فردي صحابه و قاريان 5.معني دار بودن آيات با قرائت در وجوه متفاوت و تكافو ادله براي هر قرائت به گونه اي كه رجحان بين قرائتها ممكن نمي شد. 6.دوري و فاصله گرفتن از خاستگاه اوليه اسلام يعني مكه و مدينه كه مهبط وحي بودند، در اثر گسترش قلمرو و مسلمين 7.نبودن علائم سجاوندي نظير وقف و ابتدا تا اينكه در اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم تدوين قرائات مطرح شد و قرائت شناسان بر آن شدند صحيح ترين قرائت را برگزينند كه نهايتاً پس از گذشت سالها، ابوبكر بن مجاهد در سال 322 از ميان قاريان، قراء سبعه را برگزيد كه از آن پس مراجع طراز اول قرائت شناخته شدند. از قرآء سبعه عده كثيري نقل كرده اند كه قرائت شناسان بعدي روايت دو تن از راويان هر قاري را كه از نظر ضبط و صحت سند دقيق تر و بيشتر پذيرفتني بود انتخاب نمودند كه چهارده روايت از آن پديد آمده است. سپس درقرون بعدي سه ورايت از اين ميان تفوق يافته اند كه عبارتند از: روايت الدوري از ابوعمر و بصيري، روايت ورش از نافع و روايت حفص از عاصم كه امروز روايت حفص از غاصم مبناي كتابت و چاپ قرآن شمرده مي شود. مهم ترين اصطلاحات علم قرائت عبارتند از: 1.قرائت: يعني علم به كيفيت اداي كلمات قرآن و شناخت اختلاف آنها بر حسب روايان. 2.مقري: يعني قرائت شناسي كه اين اختلاف ها را به طريق شفاهي فرا گرفته باشد و بشناسد و بيان كند ودر عربيت و نحو و لغت و تفسير و روايت و درايت تسلط داشته باشد. 3.قاري: قرائت شناس مبتدي را گويند كه حداقل سه گروه ازقرائات را جدا جدا بشناسد. براي شناخت حافظ نيز در يك نگاه كل دو منبع عمده مي توان در نظر گرفت. اول: كتب تاريخي و تذكره هايي كه بخشي ازآن را به زندگي حافظ اختصاص داده اند. دوم: ديوان حافظ كه به مدلول تكلمو تعرفوا فان المر، مخبوء تحت لسانه( نهج البلاغه، قصار 392 حافظ سروده هايش شناخته مي شود. آدمي مخفي است در زير زبان
ديوان حافظ براي اولين بار توسط شخصي از معاصرين و هم درسهاي حافظ كه نامش در نسخه هاي متاخر، محمد گل اندام آمده، تدوين شده است. اين شخص نام حافظ را با عناوين ذات ملك صفات، مولانا الاعظم السعيد، مفخرالعلماء، استاد نحاريرالادبا معدن الطائف الروحانيه، مخزن المعارف السبحانيه و المرحوم الشهيد نام مي برد. مرحوم علامه قزويني در تحليل عنوان المرحوم الشهيد مي نويسد معلوم نشد به چه مناسبت كلمه شهيد بر خواجه اطلاق شده است ولي از ادبا و شعراي معاصر مرحوم اميري فيروز كوهي مي نويسد: شهيد در عبارت فوق به معني مشهود عليه مي باشد كسي كه صاحب نظران درباره علم و احاطه اش به قرآن و علوم قرآني گواهي نوشته باشند. |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:50 حافظ و قرآن (بخش سوم)
از مقامات تبتل تا فنا پله پله تا ملاقات خدا
اين كتاب شريف به عين الفاظ توسط فرشته امين وحي، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب پيامبر (ص) نازل و برزبان آن حضرت جاري گشت در سوره مباركه شعرا مي فرمايد: نزل به الروح الامين، علي قلبك لتكون من المنذرين ( شعراء 194-193 ) و در سوره مريم مي فرمايد: فانما يسر بلسانك لتبشر به المتقين و تنذر به قومالدا، همانا قرآن را به زبان تو آسان كرديم تا پرهيزكاران را به آن بشارت بدهي و مردان ستيزه جو را به آن بيم دهي ( مريم، 97 ). هم به صورت تدريجي طي 23 سال و هم به صورت دفعي در شب قدر، كلام وحي از ام الكتاب و لوح محفوظ با نزول بر قلب مبارك رسول اكرم (ص) عالم ملك را زينت بخشيده است. در شب قدر، با بركت ترين شب ماه مبارك رمضان كه افضل شهور است قلب عظيم رسول خاتم شايسته وحي عظيم و قول ثقيل وحي مي شود و به مناسبتهاي مختلف نيز آيات الهي نازل و پيامبر (ص) آن كلام را بر امت و اصحاب تلاوت مي فرمايد و كاتبان وحي آن را با نظارت رسول اكرم (ص) مي نويسند و حافظاني نيز آن را حفظ و قرائت مي كنند. در واقع قرآن در عصر رسول اكرم (ص) نيز مكتوب بود ولي مدون نبوده تا اينكه در زمان خلافت خليفه اول بر اثر جنگي كه بين سپاه مسلمين و گروهي از مرتدين و مدعيان دروغين نبوت روي داد تعداد زيادي از حافظان قرآن شهيد شدند و نياز به تدوين قرآن به صورت جدي احساس شد. در زمان خليفه دوم نيز اين نياز تشديد و رفع آن پيگيري شد تا اينكه در عصر خلافت خليفه سوم طي سالهاي 24 تا 30 هجري قرآن مجيد بين الدفتين به صورت كتاب تدوين شد كه سوره مباركه حمد آغازگر و سوره مباركه ناس آخرين سوره آن بود و متن آن قطعي الصدور و توقيفي مي باشد. كه ترتيب دستور و چينش آيات در سوره ها طبق نظر مبارك پيامبر (ص) گردآوري شده بود.شش نسخه از آن قرآن كه با خط كوفي و به صورت بي اعراب نوشته شده بود استناخ شده يك نسخه در مدينه نزد خليفه ماند و بقيه به مراكز مهم جهان اسلام مانند بصره- كوفه – شام- مكه فرستاده شد همراه با مصحف يك قاري مسلط به قرائت نيز جهت تعليم دادن اعزام مي شد. بي گمان در فرهنگ بشري هيچ كتاب كهني اعم از كتاب مقدس يا كتب عادي كه عمري بيش از هزار سال دارند يافت نمي شود كه با اين درجه از دقت و صحت تدوين شده باشد والبته خداوند خود اراده فرموده كه قرآن را صيانت كند. مولانا گويد: مصطفي را وعده كرد الطاف حق گر بميري تو نميرد اي سبق |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 23:18 حافظ و قرآن (بخش دوم)
قرآن كتاب هدايت براي همه انسانها در تمامي اعصار و قرون مي باشد و اختصاصي به مقطع زماني خاص يا منطقه اي مشخص و نژاد و قبيله اي معين ندارد. براي تمام بشريت است كه فرموده است و ماهي الا ذكري للبشر ( مدثر ، 31 ) و ما هو الا ذكر للعالمين ( قلم، 52 ). همان طوري كه پيامبر اسلام (ص) براي همه انسانها مبعوث شده است و ما ارسلناك الا كاقه للناس بشيراً و نذيراً.
بانگ آبم من به گوش تشنگان
اتفاقاً وجوه تشابهي بين آيات قرآن و قطرات باران هر دو طاهر و مطهر، با بركت، حيات بخش و زندگي ساز هستند آب براي زمين مرده و قرآن براي زمينه مرده، نحوه رسيدن هر دو با عبارت نزول مطرح شده است با اين تفاوت كه نزول قرآن تجلي است نه تجافي. در عين حال كه تنزل مي يابد ولي از جايگاه اوليه اش هم فاصله نمي گيرد. از مبدا تنزل تا پايان نزول و مقصد در كسوت حق چونان حبل ممدودي است كه آويخته شده و هر كس كه با سوادي بالا سر به آن اعتصام نمايد بالا مي كشد و ترقي مي دهد چنان كه در احاديث آمده است قرآن ( احد طرفيه بيدالله سبحانه و الطرف الاخر بايديكم) چون همي داني كه قرآن را رسن خوانده است حق پس تو در راه طبيعت چند باشي با وثن مرتبه نازله آن در دسترس انسانها و مشترك براي عموم است مرتبه عاليه در نزد خداوند سبحان مي باشد و پيوند بين مراتب ناگسستني مي باشد. هر كس مرتبه اي را فرا گرفت مي تواند آن را نردبان مرتبه بالاتر قرار دهد. رسول الكرم (ص) مي فرمايد: كتاب الله تبارك و تعالي حبل ممدود من السماء الي الارض، طنابي كه از آسمان غيب به زمين شهادت آويزان و ممتد باشد بين مراتب آن نيز پيوند زوال ناپذير خواهد بود و هر سطحي براي مخاطبي متناسب با آن حرف خواهد داشت .
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 19:58 |
|


