|
حافظ و قرآن (1)
نوشتار ذيل سالها پيش جهت ارائه در همايشي تدوين شده بود كه به مناسبت روز حافظ آورده مي شود. |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 12:30 حکایت ما و ماه مبارک
حکایت ما و ماه رمضان، حکایت یخ فروشی است که پرسیدند فروختی؟ گفت نخریدند ولی تمام شد! ان شالله که از ما خریده باشند... |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 15:59 برای حسین غفاری
دوست دانشورم حسين غفاري به معاونت فرهنگي شهرداري ارومیه منصوب شد. سالهاست او را به وساطت دوست مشترك عزیزمان طبيب محقق دكتر صمد اسماعيل زاده كه همواره برايم هم منشا فيض بوده و هم واسطه فيض ، مي شناسم .غفاری، اهل قلم و از پيشگامان وبلاگ نويسي ، داراي سعه صدر و افق ديد وسيع مي باشد. طرحهايي براي اجرا در فكر و دست دارد كه توفيقش را در به فرجام رساندن آنها و نيز تمامي ساحتهاي زندگي از حضرت حق خواهانم . اولين عبارت آخرين اثرش« نسخه هاي اميد» را كه نقل قولي از استاد مطهري است مي آورم: |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 20:3 عید فطر مبارک
و عليك السلام يا رمضان |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 14:53 او مي رود دامن كشان ....
رمضان سايه مهر از سر ما مي گيرد بال رأفت كه فرا داشت فرو ميگيرد گفت ايزد روزه از بهر من است روزه دار آسوده از قهر من است |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 0:17 شب قدر ست و طی شدنامه هجر
اگر ماه مبارک رمضان ، ماه «ضیافت الله» باشد که هست و خداوند در این ماه« خوان کرم گسترده و مهمان خود کرده »،گرامی ترین و نافع ترین اسباب پذیرایی در این ماه قرآن می باشد که در شب قدر با مکاشفه ای تام که جزئیات آن یقینا برای احدی سوای معصوم قابل ادراک نمی باشد بر قلب رسول اکرم (ص) نازل شد و دل دریایی حضرت، فرودگاه کلام ثقیل وحی شد که قرآن در توصیفش می فرماید :«اگر بر کوه نازل می شد آن را متلاشی می کرد».(سوره حشر آیه 21). |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 5:8 سخني در باب مولانا و مثنوي (1)
مثنوي حاصل پر بارترين دوره زندگي مولانا مي باشد چون درسن بالاي پنجاه آن را به نظم كشيده است و بدون هيچ ترديدي وراي معصوم مهم ترين تجربه عرفاني بشريت مي باشد . مثنوي فقط عرفان نظري نيست بلكه جامع عرفان نظري و عملي مي باشد و مولانا مي گويد : « مثنوي را از آن جهت نگفتم كه آن را حمايل كنند، بلكه تا زير پا نهند و بر بالاي آسمان روند كه مثنوي معراج حقايق است ». ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 1:49 شب های علی
ابن سینا در رساله معراجیه اش سخنی از رسول اکرم (ص) خطاب به امیرالمومنین (ع) در ارتباط با تعقل نقل نموده است که :«یا علی ! اذا تقرب الناس الی الله با نواع البر ، تقرب الیه بالعقل تسبقهم » ، ( ای علی ! وقتی بندگان خدا با انواع نیکی ها به خداوند نزدیکی می جویند تو با عقلانیت و خرد ورزی نزدیک شو تا از آنها پیشی گرفته باشی ). مولانا در مثنوی حدیث فوق را اینگونه نقل می کند :
|+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 18:16 روزه از نگاه مولانا (4)
خدمت خاص نهایی تیز نفع و زود سود چیست پیش حضرت درگاه این سلطان صیام ماهی بیچاره را آب آنچنان تازه نکرد آنچه کرد اندر دل و جانهای مشتاقان صیام گر چه ایمان هست مبنی بر بنای پنج رکن لیک والله است از آنها اعظم الارکان صیام لیک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را چون شب قدر مبارک است خود پنهان صیام سنگ بی قیمت که صد خروار از او کس ننگرد لعل گرداند چو خورشید درون کان صیام
خنده صائم به است از حال مفطر در سجود ز آنکه می بنشاندت بر خوان الرحمن صیام در خورش آن بام تون از توبه آلایش بود همچو حمامت بشوید از همه خذلان صیام تهمت خوردن ستاره نحس دان تاریک دل نور گرداند چو ماهت در همه کیوان صیام هیچ حیوانی تو دیدی روشن و پر نور علم تن چو حیوانست بگذار از پی حیوان صیام قطره ای تو ،سوی بحری کی توانی آمدن سوی بحرت آورد چون سیل و چون باران صیام ظلمتی کز اندرونش آب حیوان می زهد هست آن ظلمت به نزد عقل هوشیاران صیام گر تو خواهی نور قرآن در درون جان خویش هست سرّ نور پاک جمله قرآن صیام بر سر خوانهای روحانی که پاکان شسته اند مر تو راهمکاسه گرداند بدان پاکان صیام روزه چون روزت کند روشن دل و صافی روان روز عید وصل شد را ساخته قربان صیام ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 1:32 استاد علی نعلبندی
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت استاد علی نعلبندی از مدیریت مرکز آموزش و پژوهش سازمان مدیریت استعفا داد و باز نشسته شد ودر اوج خود را کنار کشید. از دلسوزترین مدیران منطقه محسوب می شد و همواره شاد کردن را بر شاد بودن ترجیح می داد و در گره گشایی از کار فرو بسته خلق اهتمامی تمام داشت .یکی از کارمندان سازمان مدیریت می گفت : در طول این سالها برایم پدری مهربان و حساس به سرنوشت و وضعیت معیشتی فرزند خویش ودوستی همدل و مدیری جدی بود.از زندانیان قبل از انقلاب و از هم بندان استاد بزرگم مثنوی شناس شاخص معاصر کریم زمانی می باشد ولی هیچ ادعا و انتظاری از این بابت ندارد همانگونه که استاد زمانی اینگونه است. برایش سلامتی و عافیت از حضرت حق آرزومندم و امیدوارم کخ «تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد » برای سرپرست جدید سازمان برادر بزرگوارم آقای مهندس مددی نیز که برای مدیریت از هر لحاظ اولی و ارجح می باشد توفیق دم افزون از خداوند خواهانم و این سروده معروف خانم ژاله اصفهانی را به حضور هر دو عزیز تقدیم می دارم : زندگی صحته یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
************************ از حریم فاطمه (س) درنیمه ماه صیام چهره ماه حسن تابید با وجه تمام میلاد آیت حلم و نماد شجاعت ، کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) را به تمامی دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تبریک می گویم در جهان هر که دم از صلح زند سطری از حکم تو را می خواند . |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 0:36 روزه از نگاه مولانا (3)
در غزلی دیگر ،مولانا ماه رمضان را موجب قلب ضلالت و رسیدن به لشکر ایمان ،ماه حیات جان ،ماه صبر ، شستن دست و دهان از طعام ،ماه نزول قرآن ، عروج روح و ماه دریده شدن پرده های ظلمات و رسیدن به ملائکه و مقربین می دانند : ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 20:57 روزه از نگاه مولانا (2)
این دهان بستی دهانی باز شد کو خورنده لقمه های راز شد و از این می نالد و گلایه می کند که چرا انسان فاقد بصیرت نان را که غذای مادی اوست شناحته ولی از حکمت الهی که سرنوشت نهایی او را ترسیم می کند غافل است و خطاب وحیانی «کلو من رزقه » را روزی معنوی و روحانی می داند که حکمت و معرفت است نه روزی های مادی که سایر حیوانات نیز از آن بهره مند هستند . گر خوری یک لقمه ز آن ماکول نور خاک ریزی بر سر خاک تنور مولانا ،آدمیرا دارای حواسی فراتر از حواس ظاهری می داند که فعال شدن آن حواس نهفته منوط به استفاده معقول و حساب شده از حواس ظاهر می باشد : پنبه اندر گوش حس دون کنید بند حس از چشم خود بیرون کنید بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید تا خطاب ارجعی را بشنوید پنج حسی هست جز این پنج حس آن چو زرّ سرخ و این حسها چو مس اندر آن بازار کایشان ماهرند حسّ مس را چون حس زرکی خزند مثنوی معنوی ، دفتر دوم ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 17:58 |
|


